قتل رازآلود؛ زوج قاتل همدیگر را متهم کردند

در پرونده پیچیده و پرابهام این روزها، موضوع اصلی حول محور یک قتل جنجالی است که جامعه را در بهت و حیرت فرو برده است. در این پرونده، زوجی که متهم به قتل هستند، هر کدام دیگری را مسئول اصلی این حادثه تلخ میدانند و تلاش دارند بار قتل را بر گردن طرف مقابل بیندازند. این موضوع باعث شده روند رسیدگی به پرونده و کشف حقیقت بیش از پیش دشوار شود.شهادتهای متناقض زوج قاتل، باعث شده است تا پلیس و قاضی پرونده در تلاش باشند تا واقعیات پشت پرده این قتل را کشف کنند. هر دو طرف در بازجوییها به شکل جدی دیگری را متهم به اجرای این قتل میکنند و هیچکدام حاضر نیستند مسئولیت را بپذیرند. این تعلل در پذیرش مسئولیت، روند بررسی پرونده قتل را طولانیتر و پیچیدهتر کرده است.کارشناسان حقوقی معتقدند که در چنین پروندههایی که زوج قاتل هر یک دیگری را مقصر میدانند، شواهد فیزیکی و مدارک موجود اهمیت بسیار زیادی در اثبات واقعیت قتل دارند. تحقیقات بیشتر در محل حادثه، بررسی دوربینهای مداربسته و اظهارات شاهدان کلیدی میتواند گره کور این پرونده قتل را باز کند.خانوادههای مقتول و متهمین در این میان دچار سردرگمی و درد شدهاند. آنها خواستار عدالت در پرونده قتل هستند و امید دارند که واقعیت هر چه سریعتر روشن شود تا زخمهای روحی و روانیشان التیام یابد. در عین حال، این پرونده نشان میدهد که چگونه یک حادثه قتل میتواند روابط انسانی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و زندگیها را برای همیشه تغییر دهد.در نهایت، باید منتظر ماند و دید که روند قضایی چگونه این پرونده پیچیده قتل را به سرانجام میرساند و آیا عدالت میتواند به حقایق پشت این ماجرا پی ببرد یا خیر. قطعاً این پرونده یکی از پرچالشترین نمونههای قتل در سالهای اخیر خواهد بود که درسهای مهمی برای جامعه و نظام قضایی به همراه خواهد داشت.
اسفندماه سال ۱۴۰۰ بود که مردی به مأموران پلیس تهران خبر داد پدرش گم شدهاست. او گفت پدرم کمال نام دارد و با خودروی شخصیاش مسافربری میکند. او روز گذشته مثل همیشه از خانه بیرون رفت تا مسافرکشی کند. چند ساعت بعد با من تماس گرفت و خواست ۵۰۰ هزار تومان به کارتش واریز کنم. گفت مشکلی برای ماشینش پیش آمده که به پول نیاز دارد. بعد از اینکه تماس قطع شد، پول را به حسابش ریختم و به او خبر دادم. بعد از آن دیگر خبری از پدرم نشد. هر چه با گوشی تلفن همراهش تماس گرفتیم، خاموش بود. نگرانش شدیم و ماجرا را به دوستان و بستگان خبر دادیم، اما کسی از پدرمان خبری نداشت. وقتی از پیدا کردنش ناامید شدیم، تصمیم گرفتیم به پلیس خبر دهیم.
بعد از مطرحشدن شکایت، مشخصات مرد گمشده در اختیاری گشتهای پلیس قرار گرفت و تحقیقات برای یافتن او به جریان افتاد. چند ماه بعد از حادثه و در حالی که تحقیقات ادامه داشت، مأموران متوجه شدند گوشی تلفن همراه مرد گمشده در شهرستان رشت روشن شدهاست. بعد از به دست آمدن این سرنخ بود که مأموران دارنده گوشی تلفن همراه را که مردی حدوداً ۴۰ ساله بود، بازداشت کردند. قادر در بازجوییهای اولیه به قتل راننده مسافربر اعتراف کرد و گفت حادثه خونین را با همدستی همسرش رقم زدهاست، بنابراین همسر وی هم تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. قادر در بازجوییهای فنی به قتل دیگری هم در شهرستان رشت اعتراف کرد.
او در شرح اولین قتل گفت: مدتی قبل از اولین قتل بود که من و همسرم تصمیم گرفتیم از رانندههای مسافربر سرقت کنیم. اولین نقشهمان را در تهران اجرا کردیم. آن روز کنار خیابان منتظر ماندیم و زمانی که خودروی مسافربر توقف کرد، سوار شدیم و در فرصت مناسب راننده را به قتل رساندیم. از داخل خودروی او ۸۰ هزار تومان پول نقدی که داشت و گوشی تلفن همراهش را سرقت کردیم. بعد در حالی که جسد داخل خودرو بود، به سمت قرچک رانندگی کردیم و در محل خلوتی جسد را رها کردیم. کپسول گاز خودرو را هم به مبلغ ۲ میلیون تومان فروختیم. متهم در شرح دومین قتل هم گفت: مدتی بعد از قتل به رشت سفر کردیم. در شهرستان رشت هم به همین شیوه راننده دیگری را به قتل رساندیم و ۳۰۰ هزار تومان پولی را که داخل خودرو بود، سرقت کردیم.
با کاملشدن تحقیقات، بازپرس متهمان را به اتهام قتل و سرقت مجرم شناخت و پرونده اولین قتل در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد. بعد از اینکه اولیایدم درخواست قصاص کردند، پسر مقتول در جایگاه حاضر شد و گفت: پدرم همیشه مقداری پول داخل خودرویش نگه میداشت. وقتی خودروی او را تحویل گرفتیم، مقداری پول داخل خودرو بود که سرقت نشدهبود. دو متهم فقط ۸۰ هزار تومانی که دمدست بوده را سرقت کردهبودند که برایشان درخواست اشد مجازات داریم.
در ادامه، متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و قتل را گردن همسرش انداخت. متهم گفت روز حادثه برای قتل راننده نقشه ریختهبودیم. وقتی راننده توقف کرد، من در صندلی جلو سوار شدم و همسرم در صندلی عقب نشست. وقتی به محل خلوتی رسیدیم، همسرم که عقب نشسته بود، پارچهای دور گردن راننده انداخت و او را خفه کرد. راننده مردی ریز نقش بود که نتوانست زیاد مقاومت کند، برای همین همسرم به راحتی او را به قتل رساند. همسر متهم، اما به حرفهای شوهرش اعتراض کرد. او گفت شوهرم دروغ میگوید. متهم گفت من شلواری به دور گردن راننده انداختم، اما نتوانستم راننده را به قتل برسانم. شوهرم به من کمک کرد و حادثه خونین اتفاق افتاد و اگر تنها بودم نمیتوانستم این کار را بکنم. هیئت قضایی بعد از شنیدن اعترافهای دو متهم وارد شور شد. رسیدگی به جریان دومین پرونده به دلیل ارتکاب قتل در شهرستان رشت در دادگاه کیفری یک استان گیلان برگزار خواهد شد.