جستجو در سایت

1404/05/13 12:50
پرویز پرستویی | صحبت های جنجالی پرویز پرستویی | اعتراف تلخ پرویز پرستویی

اعتراف تلخ پرویز پرستویی درباره زندگی و افتخاراتش!

اعتراف تلخ پرویز پرستویی درباره زندگی و افتخاراتش!
اتفاقاتی پرستویی را مجاب کرد تا کمی از دنیای بازیگری فاصله بگیرد. این دوری خودخواسته البته مزیتی هم برای او داشته است؛ اینکه پرانرژی‌تر از گذشته راهش را در دنیای هنر ادامه دهد. اما بی‌تردید نمی‌توان حضور اجتماعی و فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش را در کم‌رنگ‌ترکردن فعالیت‌های هنری‌اش بی‌تأثیر دانست.

پرویز پرستویی، بازیگر بزرگ و مردمی سینمای ایران، این روزها با حرف‌هایی عمیق و بی‌پرده بار دیگر نگاه‌ها را به زندگی پر فراز و نشیب خود جلب کرده است. او در مصاحبه‌ای صریح و تأمل‌برانگیز گفت: «اصلا وقت نکردم برای خودم زندگی کنم.» جمله‌ای که نشان از فداکاری، سخت‌کوشی و انتخاب‌های سختی دارد که پرویز پرستویی در طول سال‌ها انجام داده است.پرویز پرستویی با نگاهی واقع‌گرایانه به زندگی هنری و شخصی‌اش ادامه داد: «اگر پول در انتخابم نقش داشت، الان امکانات بهتری داشتم، ولی من همیشه پای اعتقاداتم ایستاده‌ام.» این اعتراف نه فقط از زبان یک بازیگر، بلکه از زبان مردی است که سال‌ها با جان و دل برای حرفه‌اش تلاش کرده و حتی در سخت‌ترین شرایط نیز از ارزش‌ها و اصولش کوتاه نیامده است.یکی از جملات جالب و حتی تلخ این گفتگو، داستانی است که پرویز پرستویی تعریف کرد: «یک بار از کارگر ساختمان خواستم با فرغونش تمام تقدیرنامه‌های من را جمع کند و دور بیندازد!» این جمله بیانگر نگاه متفاوت و عمیق پرویز پرستویی به تقدیرنامه‌ها و افتخاراتی است که برایش گرفته‌اند. او نشان می‌دهد که ارزش واقعی برایش، نه نشان‌ها و تقدیرنامه‌ها، بلکه تلاش و صداقتی است که در طول سال‌ها به خرج داده است.پرویز پرستویی همیشه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین چهره‌های سینما شناخته شده، اما این اعتراف‌ها نشان می‌دهد که پشت صحنه این موفقیت‌ها، زندگی سخت و انتخاب‌های دشواری بوده که شاید کمتر کسی از آن باخبر باشد. پرویز پرستویی با صداقت تمام از اینکه به دلیل انتخاب‌هایش فرصت زندگی راحت و امکانات بهتر را از دست داده، صحبت می‌کند، اما هرگز از مسیرش پشیمان نیست.این نگاه صادقانه و بی‌پرده پرویز پرستویی، او را فراتر از یک بازیگر صرف، به یک الگو و صدای واقعی تبدیل کرده است؛ صدایی که برای بسیاری الهام‌بخش و پر معناست. حالا مخاطبان منتظرند ببینند پرویز پرستویی با این افشاگری‌ها چه آینده‌ای برای خودش ترسیم خواهد کرد و چگونه باز هم می‌خواهد راه خودش را ادامه دهد.

پرویز پرستویی. بازیگری که نمی‌توان تأثیر و قدرت حضورش در سینما را نادیده گرفت.

پرویز پرستویی:فکر می‌کنم به‌عنوان هنرمند رسالتی بر عهده ما گذاشته شده است. حرفم شعاری به نظر می‌رسد ولی به آن اعتقاد دارم. به نظرم دو پرویز پرستویی وجود دارد. اگر همین الان رفیق 50ساله‌ام پای صحبت‌های ما بنشیند، قطعا تأیید می‌کند که من 50 سال پیش هم همین نظرات را داشتم، فقط شاید کمی دایره واژگانم تغییر کرده باشد که خب طبیعی است و به مرور آموخته‌هایی به آدم اضافه می‌شود. یک پرویز پرستویی ساخته و پرداخته بیرون از اینجا‌ست و دومی امانت پیش پرستویی اول و تصور مردم از من است. هر آن می‌تواند از من گرفته شود. نمی‌توانم آن را فراموش کنم و‌ دنبال زندگی‌ام بروم. مردم از من پیگیری می‌کنند که چرا کار نمی‌کنی؟ باید این توضیح را به کسانی که این سؤال را می‌پرسند بدهم که من از بازیگری خداحافظی نکرده‌ام، بلکه دنبال فرصت مناسبی برای حضور دوباره هستم. نمی‌توانم خداحافظی کنم، دنبال پرویز پرستویی اول بروم و زندگی کنم. 68 سال از خدا عمر گرفتم و شش روز هم برای خودم زندگی نکردم. اصلا وقت نکردم برای خودم زندگی کنم.

اساسا عوالم ما مثل بچه‌هاست. دقیقا مثل کودکی که همراه پدر و مادرش به میهمانی می‌رود و از او می‌خواهند همراه بچه‌ها در حیاط بازی کند. چند دقیقه بعد می‌بینی بین بچه‌ها دعوا شد و همگی برگشتند. دلیل را که می‌پرسی متوجه می‌شوی مثلا یکی از بچه‌ها رابطه خوبی با دیگری پیدا نکرده. من هم در این جامعه زندگی می‌کنم. نمی‌توانم بگویم اتفاقاتی که در این چند ماه تجربه کردیم، به من ربطی ندارد. کار ما بازیگری است. متنفرم از اینکه بیان کنم به خاطر پول پیشنهاد بازی در فیلمی را قبول کردم. اگر روزی چنین حرفی را از من شنیدید، روز مرگ من است. همیشه در انتخابم پول اولویت آخر است. اگر پول در انتخابم نقش داشت که الان سر کار بودم و امکانات بهتری داشتم؛ اما من به داشته‌هایم راضی‌ام. یک فریم عکس از من در خانه‌ام نمی‌بینید. نه اینکه کسانی که عکسی از خودشان به در دیوار خانه‌شان نصب می‌کنند، کار اشتباهی کرده‌اند. منظورم این است که وقتی وارد خانه من می‌شوید، اصلا فراموش می‌کنید بازیگرم. هیچ نشانه‌ای از من وجود ندارد. چند سال پیش وقتی مشغول جابه‌جایی به خانه دیگری بودم، کارگر ساختمانی در کوچه کار می‌کرد. صدایش کردم و پولی دادم و از او خواستم با فرغونش تمام تقدیرنامه‌هایی را که در تمام این سال‌ها گرفتم، جمع کند و دور بیندازد. تمام آرشیو مجله فیلم، گزارش فیلم و فیلم و سینما را که مصاحبه‌های من در آنها چاپ شده بود، دور انداختم. با احترامی که برای تمام مجلات سینمایی قائلم، با خودم فکر کردم آرشیو نگه داشتم که چه بشود؟


captcha image: enter the code displayed in the image